تبليغاتX
روستای ریکان

روستای ریکان

معرفی روستای ریکان و اخبار مربوط به آن

کتاب ریکان شکوه دیروز افتخار امروز منتشر شد

کتاب را خواندم و در کو چه های خاطره پرواز کردم یاد ان زمانی افتادم که با سر تراشیده توی گرمای ظهر تایستان  با یک پیژامه راه راه یک لاستیک بدست توی این کوچه ها چوب به لاستیک می زدم و می دویدم یاد قلعه اربابی و ان کاشی ابی نیمه شکسته کنار درب ان یاد خوشه چمع کردن و کوچین گرفتن یاد باغ بزرگ یاد انارهای باغ پدربزگم مشهدی کریم که همسایه جمع می شدند و با چوب افتاب گردان انار دانه می کردند و سپس ابگیری انار و لگد کردن دونها با چکمه و دیگهای رب ابار و چغندرهای خرد شده برای رب چغندری .یاد قلعه عسگریها با ان حوض زیباو بازیهای کودکانه اطراف ان .یاد بوی اجرهای نم زده صبح و قالی ایلیاتی و ماست سفت و ریحون و نون تافتون تازه و سرشیر . پیرمردهاو پیرزنهایی  را در این کتاب دیدم که خوب بخاطرشان دارم  مرتضی خان مشهدی یحیی مشهدی علی اکبر رمضان جعفری عموتقی و......یاد علم گردشی با آقام افتادم و دعاهای ان  : خدا صاحب این خانه را برای زن و بچه اش نگهداره خدا روزی انها را زیاد کنه شربتهای پای علم فتیرهای نذری مردم و خلوص انها برای بستن یک روسری به علم و گرفتن یک پارچه از روی ان .یادش بخیر  عید تخم مرغ رنگی می گرفتیم سیزده بدراز  بوی علف  دیوانه می شدیم داماد از حمام می اوردیم و بدرقه می کردیم و می رقصیدیم .دلم تنگ شده برای ان روزها . هر بار که این کتاب را ورق می زنم چیز تازه ای از گذشته  بذهنم می آید .احساس می کنم کاری برای ریکان باید بکنم ولی نمی دانم چکار ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 14:11  توسط رضااحمدی  | 

چارلی چاپلین

شاید زندگی ان جشنی نباشد که آرزویش را داشتی

اما حال که بدان دعوت شدی تامیتوانی

زیبا برقص.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 9:34  توسط رضااحمدی  | 

سفره خالی

یاد دارم در غروبی سرد    می گذشت از کوچه ما دوره گرد    داد می زد :

کهنه قالی می خریم

دست دوم جنس عالی می خریم

کاسه و ظرف سفالی می خریم

گرنداری کوزه خالی می خریم

اشک در چشمان بابا حلقه زد

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست  ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید  گفت :

آقا سفره خالی می خرید ؟


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 9:15  توسط رضااحمدی  | 

به مناسبت نیمه شعبان تولد اقا امام زمان (  عج ) جشن باشکوهی روز نیمه شعبان در روستای  برگزار گردید .


+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 10:40  توسط رضااحمدی  | 

حبله رود کجاست

علامه دهخدا در مورد این رود می گوید:

 

رودي است در ايالت طهران . سرچشمه آن فيروزکوه و قراي خوار را مشروب مي کند و شعب آن موسوم به نمرود و دولي چاي ميباشد و چون از قريه عمارت ميگذرد به شعبه ها تقسيم ميشود و يکي از آنها از قشلاق ميگذرد.

رودخانه حبله رود

در كشور ايران بعلت كمي باران و وجود آب و هواي خشك ، رودهاي بزرگي مانند نقاط ديگر جهان وجود ندارد و بيشتر رودهاي اين كشور كم آب و با شيب تند در مسير كوتاه خود با تغيير فاحش مقدارآب ، در فصول مختلف سال در جريانند و حتي بعضي از آنها در فصل تابستان بكلي خشك ميشوند و گاه اتفاق مي افتد جريان آبي به مقدار كم وناچيز را در اين سرزمين بنام رود مي شناسند،رودهاي گرمسار نيز مانند اغلب رودهاي ايران كم آب هستند . تنها رود گرمسار حبله رود نام دارد كه در كتب قديم هيلرود و حبل رود نيز آمده است ، اين رود كشت و زرع گرمسار را مشروب مينمايد

شاخه هاي اصلي حبله رود به شرح زيراست :
رودگلزگن

اين رود از كوههاي شمالي فيروزكوه از كوههاي ساوواشي سرچشمه ميگيرد و پس از گذشتن از تنگه واشي و عبور از چمن فيروزكوه به دو رود ديگر مي پيوندد و اين دو رود عبارتند از: رود گورسفيد كه از حوالي گردنه بشم سرچشمه ميگيرد و در چمن گورسفيد در شمال فيروزكوه جريان مي يابد و رود ديگر از چمن شورستان و كنگرخاني گذشته و پس از اتصال به دو شاخه فوق الذكر بسمت مغرب روان مي شود .

شاخه نمرود

نمرود از كوههاي قاري داغ (قاري داغ يا قارلي داغ يك نام تركي يعني كوه برفي است .) سرچشمه گرفته و خود داراي دو شعبه است يكي از محال قزانچاي و كوههاي نجف در وزرمان (زرايمان) و وزنا و كلك و سفيدآب رخش سرچشمه ميگيرد و ديگري از ارتفاعات لزور ميروزان و چنار و ارجمند سرازير شده و پس از پشت سر گذاشتن بلوك فرح رود در محلي به نام دو آب وشتان )دوآب علي آباد ) به شاخه قزانچاي مي پيوندد و پس از عبور از تنگه سلبن بانام نمرود بسمت مغرب جريان مي يابد و پس از طي مسافتي با عبور از قرا هرانده و خمده در جليل آباد و ناحيه فرح آباد در جنوب ايستگاه راه آهن مهاباد به شاخه اصلي يعني گور سفيد مي پيوندد.

شاخه دليچاي

دليچاي نيز يك نام تركي بمعني رود و جوي ديوانه است و علت انجام اين نام همان شيب تند و عمل فرسايش و تخريبي اين رود در بستر خود مي باشد ) سرچشمه اين رود كه از كوه هاي جابان , كوههاي تار و مومج واقع در ناحيه دهستان ابر شيوه پشت كوه , بخش حومه دماوند است و آب آن از ذوب برفها چشمه سارهائي تامين ميشود كه در مكاني جمع مي شود و دو درياچه كوچك در كنار هم به وجود مي آورند. اين رود پس از گذشتن از روستاي هوير و دهنار و كهنك و از محلي به نام دليچاي واقع در مسير جاده فيروزكوه – تهران عبور مي نمايد و ضمن عبور از مسافتي طولاني در سيمين دشت ( حسن آباد قديم ) به حبله رود وارد مي شود .

این رودخانه که منبع اصلی آب زراعی شهرستان گرمسار است و تاثیری مهم در اقتصاد و آبادانی منطقه دارداز رشته کوههای البرز سرچشمه می گیرد و دارای شعب مختلف شیرین و شور است. شاخه های شیرین حبله رود: شامل گور سفید و نمرود است که هر یک از این دو رود، دارای شاخه های متعدد فرعی هستند. نمرود بزرگترین شاخه حبله رود است و 56 در صد آب آن را تامین می کند. شاخه شور حبله رود نیز شامل شوراب (شوردره)، تلخ آب ، کبوتر دره، غلام آب، رشید سلطان، خرس دره، عروس پران ارزاق و ساری دره و ... است که در مناطق مختلف جریان دارند و در نهایت به حبله رود می ریزند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 14:24  توسط رضااحمدی  | 

ماهیگیری دامغان (2)

چهارشنبه 13 خرداد من و محسن و امید رفتیم سمت دامغان .با توجه به اینکه در سفر قبلی تجربه خوبی داشتیم ایندفعه با تجهیزات کاملتری رفتیم .محسن زحمت تهیه طعمه برای طعمه پاشی را کشیده بود و الحق هم خوب کار کرده بود بعدالظهر چهارشنبه رسیدیم سد و چادر زدیم .هوا سرد بود و باران امده بود .طعمه پاشی کردیم و قلابها را به اب انداختیم .اما از ماهی خبری نبود .ساعت 10 شب من یک ماهی 500 ال 7006گرمی گرفتم و دیگه بجز 4تا بچه ماهی خبری نشد . گروه های دیگه ماهی گیری هم همه در تعجب بودند که چرا نمی توانند چیزی بگیرند .از محیط بانی هم هیچ خبری نبود .خلاصه 12 ظهر دست از پا درازتر برگشتیم . اما سفر خوبی بود و کلی خوش گذشت .از امید و محسن ممنونم .


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 7:27  توسط رضااحمدی  | 

سخن روز

از خداوند پرسیدم :خداوندا چه چیز تو را ناراحت می کند؟

خداوند فرمودند هر وقت بنده ای با من سخن می گوید   چنان به حرفهای او گوش می دهم که گویی جز او بنده دیگری ندارم ولی او چنان سخن می گوید که انگار من خدای همه هستم الا او ....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 11:51  توسط رضااحمدی  | 

ماهیگیری دامغان

چهار شنبه ساعت 11 شب من و علی و یکی از بچه ها با ماشین علی رفتیم سمت دامغان . ساعت 2 رسیدیم به دامغان و از جاده چشمه علی رفتیم به سمت بالا .چون دفعه اول بود که انجا می رفتیم و شب بود و کسی نبود که ادرس دقیق بگیریم نتونستیم سد را پیدا کنیم .بنابراین رفتیم سمت چشمه علی که یک جای خیلی با صفایی هست .از میان کوه یک چشمه خروشان میاد بیرون که ابش واقعا سرد و زلال .در ضمن یک استخر بزرگ هم داره که پر از ماه کپور و قزل است .وسط این استخر نمی دونم کدامیک از این شاههای قاجار یک عمارت خوشگل درست کرده .ساعت 5 ادرس دقیق را گرفتیم ولی بازهم نتونستیم سد پیدا کنیم .چون خسته بودیم بچه ها گفتند تو ماشین بخوابیم تا افتاب بزنه .خلاصه بیدار که شدیم دیدیم سد با ما 500متر فاصله داره .سریع رفتیم بساطمون را پهن کردیم و چادر زدیم .تا ظهر کلی بچه کپور گرفتیم که ازادشون کردیم علی یک کپور یک کیلویی و دو سه تا نیم کیلویی گرفت و منهم 4تا حدود نیم کیلو .بعدالظهر هم من یک کپور یک کیلویی زدم.  یک کپور هم  شاید 4 کیلو بود که تا نزدیک ساحل کشیدمش اما دوباره برگشت و نخ و ریسه و همه چیز را پاره کرد و برد .خیلی افسوس خوردم.و دیگه یواش یواش راه افتادیم . این دفعه بریم می دونم چه کار کنم .

 بقیه عکسها را هم اینجا ببینید

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:30  توسط رضااحمدی  | 

گیاهان گلخانه ای فردیس

یگ گزارش کوچک در مورد گلخانه خیار درختی فردیس ریکان را اینجا می توانید مطالعه کنید

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 13:20  توسط رضااحمدی  | 

سد لار اردیبهشت 88

 

سه چهار روز پیش رفتیم لار جای شما خالی عجب طبیعتی خداوند انگار یک تکه از بهشت انداخته اینجا

هر نوع سبزی کوهی و قارچ که بخواهید اونجا بودکلی هم کوهنوردی کردیم .البته الان برای رفتن به لار باید با محلی های اونجا بری .امیدوارم تا چند روز دیگه ییلاق لار رو همه باز بشه.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 7:39  توسط رضااحمدی  |